خبرنگار مهربان
سلام
تو همه وبلاگها اين روزها شاهد بوديم كه از خبرنگارها به صورت نامردي انتقاد شد، انتقاد جاي خودشو داره اما نه به نامردي!!
اما بايد بگم كه خبرنگارهاي مهربوني هم وجود دارند كه براي ما الگو هستند و ميتونند الگوتر باشند
يكي از اين الگوها آقاي شاكري عزيز كه هميشه با هشياري به امر تهيه خبر پرداخته اما كدوم يك از اين مسئولهاي صداوسيما قدرشو....

اين عكس براي يكي از مراسمهاي خبري است كه امير حسامينژاد انداخته
احتمالا تصويربردار جايي بوده و خودش همه كارها رو ميكند
------------------------------------------------------------------
پذيرايي از خبرنگاران با كيك فاسد
آقاي رئيس شوراي شهر روز گذشته خبرنگاران را به اتاق خودش دعوت كرد تا موضوعات مهمي را به آنها بگويد.
از واگذاري اوراق بهادار گرفته تا موضوع تغيير شهردار
آقاي رئيس حسابي مشغول حرف زدن بود و حواسش به كيكهاي روي ميز نبود
كيكهايي كه تا پايان سال 87 مهلت مصرف داشت و آقاي رئيس به اين توجه نكرده بود
خبرنگاران بيچاره كه از ساعت 8 صبح به اتاق آقاي رئيس رفته بودند، به خيال خود شروع به خوردن كيكهاي صبحانه كردن، بيخيال از ايكه آقاي رئيس از آنها با كيكهاي فاسد پذيرايي كرده
به گفته برخي خبرنگاران كه متوجه نشده و كيكها را خورده بودند، كيكهاي ترش شده بوده است
يكي از خبرنگاران ميگفت: اين كيكها در يكي از مصاحبههاي آقاي سنخگوي شورا نيز در ميان خبرنگاران توزيع شده بود كه با اعتراض خبرنگاران جمع ميشود.
احتمالا كه آقاي سخنگو نتوانست اين كيكها را به خرد خبرنگاران بدهد آقاي رئيس از فرصت استفاده كرده و....
آقاي رئيس اگه كسي پذيرايي نكنه نميگن نداشتن ولي پذيرايي با كيكهاي فاسد.....
از اين موضوع كيك كه براتون گفتم، ديگه تا آخرش بريد كه شورا چطوري بر روي پروژههاي شهرداري نظارت داره؟؟؟؟
------------------------------------------------------------------
شبكه قم و از اين كارا!!!

هيس موضوع سياسيه
آقاي محمدينيا مدير اصولگرا خسته نباشيد، از وقتي شبكه قم به سيستم آپلينگ (پخش در ماهواره) مجهز شده، چه چيزهايي پخش ميكنيد
-------------------------------------------------------------------
خبرنگارانشوق بيار
استاندار قم:
خبرنگاران مديران را سر شوق بياورند
استاندار قم در مصاحبه امروز خودش با رسانههاي گروهي گفته: خبرنگاران بايد براي انجام مصاحبه با مديران، مديران را سر شوق بيارن.
از اين به بعد قرار شد، در پي ابلاغ شفاهي آقاي استاندار كه در جمع رسانهها رسميت به خود ميگيره، خبرنگاران محترم قبل از مصاحبه با آقاي مدير براي ايشون آهنگ بابا كرم يا اگه آقاي مدير جوان بود آهنگ ساسيمانكن پخش كنند تا بلكه آقاي مدير سر شوق بيان و جوابي براي خبرنگار داشته باشند.
البته راههاي ديگهاي هم هست براي اينكه آقاي مدير سر شوق بياد و مصاحبه بده، مثلا قبل از مصاحبه براش دو تا جوك تعريف كنن يا قبل از مصاحبه دو تا اس ام اس براي آقاي مدير بفرسند.
آقاي استاندار خدا قوت
(عكس:محمد اخلاقي)
-------------------------------------------------------------------
عطاي بيتا

تاكه بوديم نبوديم كسي
كشت ما را غم بي همنفسي
تا كه بوديم همه يار شدند
خفتهايم و همه بيدار شدند
قدر آينه بدانيم چو هست
نه در آن وقت كه افتاد و شكست
-------------------------------------------------------------------
چرا هر كسي هديه روز خبرنگار رو گرفت، كت پوشيده بود؟؟
اين روز هم مثل همه روزهاي ديگه اومد و رفت
جشني برگزار شد بيا و ببن
به قول بعضيا اووووووووووووووووووووووووووووووووووووه سالن استانداري، پشت ميز، فضاي خوب، اصلانم گرم نبود
جشن كه نبود اما همين هم كه به ياد خبرنگارا بودند كلي ارزش داشت.
سه نفر به عنوان نماينده روزنامهنگاران و خبرنگاران سخنراني كردند، حالا چي گفتند، بماند خوب گفتند اما كم گفتند. حالا يا ترسيدند يا جايگاه خودشونو به خطر ديدند بماند، اما كم گفتند، البته بايد تقدير كرد از سخنراني يكي از نمايندهها اما اونم كم گفت.
استاندار هم از همه چيز گفت، الا رفع مشكلات خبرنگارها و سوالهايي كه برخي از نمايندهها از آقاي استاندار پرسيده بودند البته بماند كه بعضيا رو راه ندادن و....
هر چند اون روز من هيچ حوصله نداشتم اما خوشحالم كه حداقل يك زماني بود كه دوستان خبرنگار همديگه رو ببينند.
گفتم كت؛ اگه دقت ميكرديد هر كسي هديه روز خبرنگار رو گرفت كت پوشيده بود، آقايان موسوي، شاكري، تقيزاده، اشرفي، احمدي حتي وقتي رئيس مجلس از بنده و آقاي اشرفي و شاكري هم تجليل كرد ما كت داشتيم. اما خبرنگارهاي تهراني نه، جريان چي بود، خودم هم نگرفتم.
بازم روزمون بر خودمون مبارك
-------------------------------------------------------------------
منت خداي عزوجل، که خبرنگار را آفريد!
باز هم روزها از پي هم آمد.تا چشم روي هم گذاشتيم روز خبرنگار هم فرا رسيد . نوبتي هم که باشد، نوبت ماست...
امروز روز خبرنگار است اما حرفه خبرنگاري به ما اجازه نمي دهد دمي بياساييم و بايد براي اين روز هم خبر چاق کنيم! اين هم از ويژگي هاي شغل ما خبرنگاران است که براي خودش دنيايي است.
اصحاب رسانه و دنياي خبر مناسبت اين روز را مي دانند و17 مرداد را خوب به ياد دارند، روزي که محمود صارمي خبرنگار پرتلاش کشورمان به همراه هشت نفر از اعضاي کنسولگري ايران در سال 1377 در مزارشريف افغانستان به دست نيروي طالبان به شهادت رسيد و اين روز از سوي شوراي فرهنگ عمومي روز خبرنگار ناميده شد.
درد و غم اين روز و روزهاي ديگر، مثل سقوط هواپيماي c130 در سال 84 که در آن جمعي از خبرنگاران به شهادت رسيدند، فراموش شدني نيست اما همين روزهاست که تا حدي گوياي خطرات و سختي هاي کار خبرنگاران و روزنامه نگاراني است که در راه وظيفه و رسالت خويش از همه چيز مي گذرند.
ما هم همين جا از اين غم مي گذريم و به مناسبت اين روز به دوستان رسانه اي، تبريکات صميمانه و همکارانه و دوستانه مي دهيم و هي براي خودمان نوشابه باز مي کنيم تا شايد نوشابه هاي ديگري از جهات مختلف شمالي ، جنوبي ، شرقي، غربي براي عزيزان خبرنگار باز شود، البته من آنچه شرط بلاغ است با تو مي گويم، تو خواه پند گير خواه ملال!
*برداشت يک داش مشتي از خبرنگار
دَمِت گرم داااش! فضولي بر و بچ خبرنگار رو عشقه!
جمع کن بابا، اينم شد شغل! اينم شد کار و کاسبي که همه رو از کسب و کار بندازي؟ از بقال و شقال تا دکتر و مُهنسِش بگير و برو، ترکش خبراتون به همه رسيده! استاد فضولي و دخالت و گيردادن و پيچوندن و فِردادن ! سرک کشيدن به همه جا و سردرآوردن از همه جا.
قديما، توي گود زورخونه زورآزمايي پهلوونا، توي محل عروسي مروسي ِ اصغري و دار و دستش، توي خونه سالاري آقام و نَنَم ، توي خيابون حيا و عفت و نجابت جوونا، توي دُکون و حجره مرام پيچ کردن کسبه دل خوشي ما بود که رفت و صد حيف! اما الان، توي اين دوره زمونه، شوما از چي خبر مي سازين؟ مگه غير از قرتي بازي توي کوچه خيابون و سقوط مقوط هواپيما و رفت و آمد وزيرا و خبراي نچسب ديگه، چيزي هست که بشه ازش خبر درست کنين؟؟؟ اين آش شله قلمکار دهن خيلي ها رو سوزونده
انگاري يه هوا زدم جاده خاکي ! به جون همين صبيه کوچيکه حاج نعمت قسم نمي خواستم دلخور شي ، شوما که گناهي نداري؟ هرچي ديده و شنيده حکايت کنه، چاپ مي کني ديگه! به قول فرنگيا ساري! بزن کَفِ قشنگُ به افتخار خودتون! زت زياد...
*برداشت يک مهندس کامپيوتر از خبرنگار
تابعي که هزاران ورودي دارد نه فقط يک خروجي ، هزاران متغير را گرفته بعد از انجام يک سري عمليات که درون خود انجام مي دهد، آنها را تبديل به يک جواب مشخص مي کند. شايد تنها پردازش گري است که توانايي چند پردازش همزمان را دارد، رجيستري که توانايي ذخيره هزاران گيگا بايت اطلاعات را دارد، تنها حافظه فقط خواندني( رم) است که با قطع برق اطلاعاتش از بين نمي رود، حتي اگر در آب هم بيفتد اطلاعاتش را از دست نمي دهد، از بلندي هم پرتاب شود همين طور ...
نوعي حافظه که با ديدن ، شنيدن ، حس کردن ، لمس کردن، بوييدن و خلاصه با استفاده از حواس مختلف اطلاعات را در خود ذخيره مي کند.
اگر به توان n برساني و حاصل را ضربدر عدد آووگادرو کني، و ليميت محاسبات فوق را وقتي که x به سمت بي نهايت ميل مي کند، به دست آوري ، حاصل موجوديتي مي شود به نام خبرنگار!
*برداشت يک ادب دوست خبرنگار از يک خبرنگار
منت خداي عزوجل که صحت ابدان و افکار و عقايد را از مخزن الطاف کريمانه اش به ما عنايت فرمود تا با بينشي خالصانه روي به درگاه و آستان اين پيشه مقدس آوريم و قلم را درراه تنوير افکار خاص و عام بر مرکب ذوق و قريحه نشانيم و وجدان را در محکمه بر مسند قضاوت، تا آنچه حق است به پيش رانيم و ناحق را از گوي رقابت به درآريم.
آمده است که بايسته ترين امر و شايسته ترين خصلت در اين حرفه، امانت داري، بصيرت و صداقتي است که وجدان بيدارعلي الدوام يکتا گواه آن است. فراست و کياست دوش به دوش شهامت و شجاعت، صاحب خبر را براي رساندن اخبار واصله ياري مي سازد تا با رقصي در ميانه، جاي پاي ابليس را از هر جنس و نوع و از هر صنف و گروه که باشد به جايي تبعيد کند که عرب ني انداخت! نه اهل ظاهر و صوفي نمايان قرون متاخر که پارسايي و مناعت و برزگي شان در هيچ ميزاني و پيمانه اي به يک مثقال هم نرسد، از تيررس جرگه صيادان خبر مي رهند و نه آنان که از ريا دوري گزيده اند و خلوت خويش را از غبار حضور اغيار پاک کرده اند تا اي دريغ و وا اسفا سر ندهند ! و اما بعد...
*برداشت يک خبرنگار از خودش!
ببخشيد خانوم نماينده! نظرتان راجع به انتخابات چيست؟ سلام آقاي وزير! امکان دارد چند دقيقه وقت شما را بگيرم؟
کار خبر روز و شب ندارد، 24ساعته بايد خبرنگار باشي، تيز و چابک ! از کوچک ترين فرصت ها بايد استفاده کني. اصول اوليه و شايد شاخصه اصلي يک خبرنگار دقت، سرعت و تعهد باشد که همه سعي مي کنند به اين سلاح مجهز شوند. استفاده از فرصت براي قاپيدن خبر و پروراندن آن، جسارت بيشتري براي ادامه کار مي دهد، در بي آر تي و مترو، در کلاس و خيابان، پشت تلفن يا اينترنت، فرقي ندارد، مهم اين است که گوشي دستت باشد...
فکس، اينترنت، کيبورد، کاغذ، رکوردر، تلفن، کارتابل و ... واژه هاي آشناي ماست و برنامه پوششي و مصاحبه و گزارش و هزار ماجراي شاد و غم انگيز روزهاي نه چندان تکراري ما، به دلخوشي چيزي است که اسمش را مي گذارم: کارخبر!
رکوردر ما خبرنگاران پر است از اين مصاحبه ها، مملو از صداهاي زير و بم شخصيت هاي مختلف، سرشار از خبرهاي روز که اگر فردا به آنها نگاه کني، ديگر جذابيت ديروز را ندارد چون مشمول حکم کهنگي و سوخته شدن است.
من يک خبرنگارم، سوار بر امواج سهمگين مسئوليت که دستم را براي انتشار هر خبر باز نمي گذارد، من يک خبرنگارم، صادق و روراست که خط مشي سياسي و امنيتي کشورم برايم سانسور نيست، حافظ چيزي است که برايش خون داديم و جنگيديم.
من يک خبرنگارم، خطر را به جان مي خرم تا مردم را مطلع و آگاه سازم و مردم هم الحق و الانصاف دوستمان دارند!!!
من يک خبرنگارم ، با چاقويي در دست، که هم مي توانم با آن کيک ببرم هم سر! اما ارجحيت با چيزي است که قلب و وجدانم به بريدن آن دستور مي دهد.
من يک خبرنگارم، زود مي آيم و دير مي روم، تعطيلات در کنار خانواده نيستم با اين حال به کارم چنان عشق مي ورزم که حاضر نيستم آن را از دست بدهم.
روز همه تون مبارک
-------------------------------------------------------------------
پلمپ بازي ادارات
تربيت بدني و....... قم پلمپ شد
اين خبر رو تو اين چند روزه زياد شنديم.
قمه ديگه كاريش نمي شه كرد. آقايون مسئول اينقدر دقيق هستند كه حتي بهم، هم رحم نميكنند.
اينا مسئولايي هستند كه مو رو از ماست مي كشن.
جريان از اين قراره كه تربيت بدني و ورزشگاه حيدريان قم براي آستانه است و سالهاست كه آستانه ميگه بايد اينو بهم پس بدي حالا بي خيال اينكه داره اينجا چه كاري انجام مي شه و چقدر تا الان پول گرفته، حتي شنديم در دور دوم سفر هيئت دولت هم پول زيادي بابت اين ملك گرفت.
جالبه بدونيد كه نماينده آستانه گفته مي خواهيم اينجا را به گورستان تبديل كنيم.
بيچاره اين جوانان كه يك ورزشگاه مركز شهر به خودشون نمي تونن ببينند.
يه چيز جالب ديگه اينكه، آقاي استاندار ۴۸ ساعت مهلت گرفته از آستانه، كه يك فكري بكند.
موفق مي شي آقاي استاندار، اميدوار باش.
-------------------------------------------------------------------سفر بخير آقايون مسئول
به دليل ناهماهنگي مسئولان؛
نمايشگاه عفاف و حجاب در قم برپا نشد
نمايشگاه عفاف و حجاب كه قرار بود امروز افتتاح شود به دليل ناهماهنگي بين مسئولان برگزاري اين نمايشگاه برپا نشد.
بنابر اعلام قبلي قرار بود نمايشگاه عفاف و حجاب با هدف ارائه الگوي پوشش براي دختران و بانوان در همه سنين و قشرها به مناسب روز عفاف و حجاب در مجتمع نور قم افتتاح شود ولي به دليل ناهماهنگيهاي صورت گرفته برپايي و افتتاح اين نمايشگاه به تعويق افتاد.
كارشناس فرهنگي امور بانوان اداره كل تبليغات اسلامي قم گفت: عدم هماهنگي براي دعوت مسئولان براي بازديد از نمايشگاه عفاف و حجاب قم باعث به تعويق افتادن زمان برگزاري نمايشگاه عفاف و حجاب شد.
اشرف يوسفي اضافه كرد: طي جلسات نهايي براي برگزاري اين نمايشگاه مقرر شده بود كه از مسئولان دستگاهها و نهادهاي مرتبط با طرح عفاف و حجاب ساير شهرها براي بازديد از اين نمايشگاه دعوت به عمل آيد.
وي با اشاره به نقش و اهميت پوشش زنان محجبه در اجتماع بيان داشت: با توجه به اهميتي كه پوشش در امنيت اجتماعي ما دارد سعي داريم هر چه سريعتر اين نمايشگاه را داير كنيم و بانوان را به بهرهگيري از الگوهاي آن فرا خوانيم.
وي خاطرنشان كرد: در نظر داريم اين نمايشگاه را با كمي تأخير در ماههاي آينده برگزار كنيم تا هماهنگيهاي لازم با ديگر مسئولان صورت گيرد و نمايشگاه به طور جامع برگزار شود.
منبع: فارس
احتمالا آقايون مسئول در سفر به سر ميبرند يا رفته بودند شمال هوا خوري، اما اين بار هم مثل دفعهاي كه سيل اومد همگي با هم رفته بودند.
خانم يوسفي يك پيشنهاد دارم: خواهشا نمايشگاه رو خودتون برگزار كنيد چون به هيچ عنوان نميتونيد آقايون مسئول قم را در كنار هم جمع كنيد.
نمايشگاه به صورت جامع و يا غير جامع، وقتي كارشناسي نباشه به چه درد ميخوره؟
روز عفاف و حجاب تمام شد
اما در قم هنوز.....
-------------------------------------------------------------------
وقتي تيم ملي به جاي فوتبال، سياست بازي مي کند
گفتم اگه بنويسم ميگن فلاني طرفدار فلاني شده اما اونايي كه با من هستن ميدونن به كي راي دادم و يا اصلا راي دادم؟ يا سفيد انداختم؟ يا خط خطي كردم؟ يا اينكه هيچي ننوشتم؟ و هزار تا ياي ديگه....
به هر حال اين مطلب جديد هم در نوع خودش جالبه
وقتي تيم ملي به جاي فوتبال، سياست بازي مي کند
شايد يکي از دلايل بازي نه چندان مطلوب برخي بازيکنان تيم ملي همين مسئله باشد که به جاي پرداختن به مسائل "تيم ملي"، سرگرم بازي هاي سياسي شدند.
به گزارش خبرنگار سرويس ورزشي برنا، در مسابقه امروز فوتبال ايران و کره جنوبي که با نتيجه مساوي 1-1 تمام شد، برخي از بازيکنان تيم ملي در اقدامي غير معمول و غير متعارف دستبند سبز به دست بسته بودند.
فارغ از اينکه هر انساني براي ابراز عقيده آزاد است، بازيکنان "تيم ملي" فوتبال جمهوري اسلامي بايد به اين نکته توجه مي کردند که اين حساسترين بازي تيم ملي را با بازي هاي سياسي و حزبي به کام ملت تلخ نکنند.
شايد يکي از دلايل بازي نه چندان مطلوب برخي بازيکنان تيم ملي همين مسئله باشد که به جاي پرداختن به مسائل "تيم ملي"، سرگرم بازي هاي سياسي شدند.
گفتني است مچ بند سبز نماد ستاد حاميان مهندس موسوي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري بود.
همچنين برخي بازيكنان نيز مچ بند پرچم ايران را به دست داشتند، پرچ ايران نيز نماد ستاد حاميان محمود احمدينژاد در انتخابات بود.

جالبتر از اين مهدي تاج در گفت و گو با خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس به كره جنوبي درباره مچ بندهاي سبزي كه شماري از بازيكنان تيم ملي در نيمه اول بسته بودند اظهار داشت: مچ بندهاي سبز به قصد اعتقادات مذهبي اين بازيكنان بسته شده بود. من از آنها سوال كردم و گفتند هيچ گرايش خاصي به هيچ فرد سياسي ندارند.
وي با رد شايعه برقراري تماس از تهران و تحت فشار گذاشتن بازيكنان براي باز كردن مچ بندها در بين دو نيمه عنوان كرد: هيچ تماسي از تهران گرفته نشد و آنها فقط براي اينكه ثابت كنند گرايشي به هيچ شخص خاصي ندارند، مچ بندها را باز كردند.
يكي نيست به آقاي تاج بگه اگه براي اعتقادات بوده چرا همشون يه شكل و يه اندازه و دوتا دوتا بوده
از طرفي اين چه اعتقادي است كه با گفته شما از بين ميره و مچ بندها باز ميشه
يا چرا هميشه كه مچ بندها مشكي بوده اين بار سبز شده و يا به رنگ پرچم ايران نمايان شده.
آقاي تاج...........
حالا پيدا كن پرتقال فروش را
-------------------------------------------------------------------

